ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
97
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان فتح « بذ » و گرفتارى بابك در آن سال شهر « بذ » گشوده شد كه پايتخت بابك بود . مسلمين داخل شهر شدند و آن را ويران نمودند . علت اين بود كه سپاه افشين از محل كلان رود جنبيد و اندك اندك به شهر « بذ » نزديك شد . بر خلاف سابق قدم بقدم لشكر كشيد بر خلاف سابق معتصم هم به او نوشت كه سواران را بنوبت مرتب كند كه شبانه بحراست بپردازند و هر دسته بيدار و هشيار آماده كارزار باشند زيرا شب موجب بيم شبيخون است او هم بدان دستور عمل كرد ولى سپاهيان خسته شدند و از نوبت بستوه آمدند و گفتند فاصله ميان ما و دشمن چهار فرسنگ است و حال ما طورى بيمناك هستيم انگار دشمن نزديك ما قرار گرفته ما از مردم شرمنده هستيم كه چرا بايد اين همه تعلل و احتياط و حذر كنيم بايد جنگ را آغاز كنيم يا غالب يا مغلوب شويم . افشين گفت : مىدانم حق با شماست و هر چه مىگوئيد صدق است ولى امير المؤمنين اين دستور و فرمان را داده . ناگاه : نامه معتصم رسيد كه هر چه پيش از آن مىكرد باز بكند و نوبت حراست را ترك نمايد . چند روزى بدان حال گذشت تا آنكه سوى « روذروذ » لشكر كشيد و نزديك شد تا به محل سال قبل رسيد كه در آن جا دچار شده بود . در آنجا گروهى از خرميان را ديد كه به حال دفاع ايستاده بودند او با آنها جنگ نكرد و بلشگرگاه خود بازگشت . دو روز اقامت كرد و بعد با عده بيشتر از خرميان روبرو و باز جنگ را آغاز نكرد . افشين در محل « روذروذ » اقامت نمود و دستور داد كوهبانيه ( كوهبانان كه به همين عبارت فارسى در انشاء عربى آمده ) مؤلف گويد : آنها خبر رسان بودند كه بايد در قلل كوه صعود كنند و موضع خوب براى سنگر سپاه اختيار كنند . آنها سه كوه را برگزيدند كه در قديم بر آنها سه قلعه ساختند و ويران شده بود . افشين عده كارگر ( كارگران و كلنگ داران ملازم سپاه ) همراه خود برد و بر آن سه كوه بالا رفت . كعك ( نان خشك اصل آن در فارسى كاك است كه معرب شده كعك ناميده و اروپائيها آن را گرفته كيك معروف